انفجار مکتب دخترانه تمکی   

 

انفجاردادن و به آتش کشیدن مکاتب در افغانستان کاری تازه نیست و برخلاف کشورهای دیگر که مکتب میسازند و ترویج علم و معرفت میکنند. مستفانه در کشورما  ویرانی مکاتب بسیار معمول است.

حمله به مکاتب از نگرانی های مهم جامعه محروم از دانش، علاقمندان فراگیری علم در کشور نا امن و بحران زده افغانستان است. مکاتب دخترانه بیشتر آماج حمله کوردلان و دشمنان علم ودانش وترقی بوده البته مکاتب پسرانه هم از حمله این ناجوان مردان در امان نبوده است.

 

تمکی از مناطق محروم هزارستان است، در آنجا از باز سازی و مساعدت کمکهای دولتی و موسسات کمک کننده خبری نیست. مکاتب پسرانه در آنجا با کیفیت بسیار نازل گاهی تعطیل و کاهی نیمه تعطیل بوده است. مشکلات امنیتی، عدم امکانات و نبود کتابهای یکدست با معیارهای استاندارد و ومحرومیت از معلمین مسلکی از مشکلاتهای اساسی آن میباشد.

 

دانش آموزان دختر این منطقه ای محروم، پنج سالی را در زیر خیمه ها در زمستان سرد و تابستان گرم، بر روی خاکها  به فراگیری علم و دانش پرداختند.

حدودی دو سال پیش با امکانات بسیار محدود مردمی یک کلبه ای محقرانه را ساختند تا محروم ترین قشر جامعه ما، یعنی دختران از زیر خیمه ها به زیر دیوارهای سر پوشیده به فراگیری دانش ادامه دهند.

اما این مکتب محقرانه هم از دست دشمنان علم، تمدن و بشریت در امان نماند؛ و در دل شب شنبه تاریخ 23.05.2010 آن را انفجار داده و فرصت شکوفایی را  این بازماندگان سوخته ای جنگ باز گرفتند.

 

ویران کردن مکتب دخترانه ای تمکی پایان این چنین جنایت ها نیست، این روند شوم سالهاست که ادامه دارد و معلوم نیست که چه وقت ما شاهد مکتب سوزی و خرابی نباشیم.

 آنچه که مسلم است، روند جاهلانه مبازه علیه فراگیری و ترویج علم و دانش روز به روز رو به افزایش است. دست، گوش و بینی بردیدن و حتا قتل معلمین و شاگردان و پاشیدن تیزاب بر روی دختران، مسموم نمودن آنان ویرانی و سوختاندن مکاتب از خطرهای بسیار جدی  درجامعه محروم و شلاق خورده ای ماست.

 

 

متسفانه دشمنان آگاهی، با این روند شوم و نامیمون خود توانسته اند، بسیاری از طالبان دانش را از آموزش و فراگیری سواد محروم نماید. اما دولت کرزی که حتا در پایتخت هم تسلط کامل ندارد، و هیچ امیدی نیست که علیه این جاهلان علم ستیزمبارزه کند؛ و آنهم در منطقه ای تمکی و هزارستان که همیشه مورد بی مهری و بی توجهی دولت مردان کشور ما بوده است.

لینک

   بیانیه جمعی از روشنفکران و نهادهای فرهنگی افغانستان:   

 

 

هشدار به جامعه جهانی نسبت به شکل گیری روند تمامیت

 خواهی و تقویت بنیادگرایی در افغانستان

 

برگزاری کنفرانس لندن ابراز تعهد دوباره جامعه جهانی نسبت به روند جدیدی به شمار می رود که بعد از سقوط طالبان و کنفرانس "بن" در افغانستان رقم خورد و زندگی بسیاری از افغانها را تغییر داد.

با اجماع بین المللی در کنفرانس بن در سال 2001، سنگ بنای بنیادی گذاشته شد که برای اکثریت مردم افغانستان قابل قبول به نظر می رسید. آنچه به توافقات بن ویژگی بارزی داد، به رسمیت شناختن هویت چند تکه و متنوع جامعه افغانستان و رد جریان تندروی مذهبی بود.

درک این واقعیت سبب شد تا افغانستان به سوی آرامش نسبی حرکت کند و گام هایی را در مسیر دموکراسی و مردم سالاری بردارد. بی تردید جامعه جهانی سهم بزرگی در چنین روندی داشته که امید می رفت در نهایت به تقویت دموکراسی و تضعیف بنیادگرایی و تروریسم در افغانستان و منطقه منجر شود.

آنچه می تواند تروریسم را برای همیشه از داشتن یک پایگاه وسیع مرکزی در افغانستان محروم کند، ثبات سیاسی در این کشور است. ثبات افغانستان بیش از هرچیز دیگر مستلزم این است که جامعه متکثر افغانستان به نظام سیاسی اعتماد کنند، خود را در آن ببینند و از آن حمایت کنند.

مردم افغانستان در دوران طالبان تحجر مذهبی را توأم با برتری طلبی قومی تجربه کرده اند و به همین دلیل در شرایط حاضر هر نوع شائبه قومگرایی در جریان حاکم می تواند به حرکت آرام و تدریجی جامعه افغانستان به سوی ثبات سیاسی، وحدت ملی و شکل گیری دولت- ملت زیانهای جدی وارد سازد.

تهیه کنندگان این بیانیه خود را متعلق به جریان روشنفکری افغانستان و فارغ از هر نوع گرایش مذهبی، قومی و سیاسی می دانند. جریانی که خواستار یک افغانستان باثبات، موفق و سربلند است که در آن ارزشهای مدنی و دموکراتیک و اصول حقوق بشر نهادینه شود، و بدین ترتیب نقطه پایانی بر برتری جوییهای قومی و تندروی مذهبی گذاشته شود.

امضا کنندگان این بیانیه توجه تمام مقامات، نهادها و دولتهای شرکت کننده به کنفرانس لندن را به نکات زیر معطوف می کنند:

1)     رهبری دولت فعلی با همدستی آن دسته از جناحهای طالبان که در دولت و پارلمان نقش ونفوذ دارند ونیز عناصر فعال حزب اسلامی در درون دولت می کوشد امتیازات، اختیارات و ومنابع کلیدی  قدرت را به سمت انحصار قومی و تک ساختی سیاسی هدایت کند واین، درست همان چیزیست که گروههای قومی غیرپشتون را نگران و از آینده سیاسی ناراضی و نسبت به وضع موجود بی اعتماد می سازد. ادامه ی این روند موجب بروز شکافهای عمیق و خطرات غیر قابل پیش بینی وغیر قابل کنترل  در ساختار سیاسی و تعامل قومی خواهد گردید که پدید آمدن این موقعیت  یکبار دیگر افغانستان را به بحران سه دهه گذشته بر خواهد گرداند.

2)     کنفرانس لندن می باید در برابر گرایش خزنده ی حاکمیت فعلی به سمت روند قومی شدن، هشدار دهد و برای مشارکتی نمودن ساختار حکومت و تحکیم  مشروعیت دولت، طرح  وبحث ویژه ای را در دستور کار قرار دهد.

3)     تلاش های پیدا و پنهان پیوسته ای برای مشروعیت بخشیدن به موجودیت سیاسی طالبان، بازگرداندن و مشارکت دادن آنها در قدرت  سیاسی صورت می گیرد که بنظر میرسد  یکی از اجنداهای مهم کنفرانس، همین موضوع  باشد. ما امضا کنندگان این بیانیه، به دولت افغانستان و حامیان جهانی آن و کلیه طراحان و حلقات سیاسی داخلی و خارجی این پروژه هشدار می دهیم که بازگرداندن طالبان به معنی ذبح دمکراسی نوپا، میدان دادن به انحصارطلبی های سیاسی، عظمت طلبیهای قومی، خاکستر شدن امیدهای سیاسی مردم افغانستان، بازتولید تنشهای قومی  و در نهایت، پیروزی بنیادگرایی و ترویسم خواهد بود.

4)      برای مشارکت دادن طالبان به قدرت سیاسی  می باید همه پرسی عمومی از مردم افغانستان وتمام اقوام و شهروندان کشور صورت بگیرد. درغیر این صورت، اولاً پروسه مذاکره و مصالحه با طالبان مشکوک ومطرود خواهد بود؛ دوماً  دولت حاصل از مشارکت طالبان نامشروع خواهد بود و سوماً موفقیت این پروسه نه تنها صلح ومشارکت و تمنیت را پدید نخواهد آورد، بلکه حتا افغانستان را آبستن بحرانهای  سیاسی، منازعات قومی و مداخلات منطقه ای بزرگتر وخطرناکتری خواهد نمود.

5)     مصالحه با مخالفین نیازمند داشتن استراتژی روشن است که در آن قانون اساسی افغانستان، اصول حاکمیت دمکراتیک، مبانی حقوق بشر از جمله حقوق زنان در معرض معامله قرار داده نشود. ماهیت طالبان و اصول فکری آنان با چنین معیارهایی تناقض دارد و آنان در گذشته نشان داده اند که با حاکمیت مردمی و دموکراسی سرسازگاری ندارند. به این ترتیب، میدان دادن به چنین جریانی بدون داشتن مکانیسمی روشن برای تعریف جایگاه آنان در ساختار سیاسی افغانستان، می تواند قضایا را پیچیده تر کرده و تبعات زیانباری برای آینده سیاسی این کشور داشته باشد.

 

روشنفکران و نهادهای فرهنگی افغانستان

27 January 2010

 

لینک

   Sataement   

                             

 

                                                                     27 January 2010

 

A warning to the International Community on the emerging trend of totalitarianism, and the growth of religious extremism in Afghanistan

We join the majority of the Afghan population in expressing our gratitude to the International Community for its exceptional financial, military and other non-military contribution to Afghanistan to help bring peace and stability to our war-torn country.  We, therefore, consider the London conference as a continuation and a renewal of this commitment to post-election Afghanistan

In 2001, the International Community and the various Afghan factions at the Bonn conference laid the foundations of what was widely embraced by the majority of the Afghan people as an instrument to gradually help achieve peace and stability in the country. A key component of the Bonn Accord was the acceptance of a "broad-based, multi-ethnic, and politically balanced" Afghanistan.  Unfortunately, recent post-election developments in Afghanistan have put doubts on these hopes.

We, the undersigned, are concerned that the current trend in Afghanistan is showing signs of authoritarianism, intensified with the exclusion of various ethnic groups from the political process. Authority has been consolidated in the hands of a few elites in the government who are running the country through a complex client based system

We, the undersigned, believe that this is a fundamentally unstable outcome of the Western-led state-building process in Afghanistan as it can lead to further exacerbation of ethnic hostilities in the country

We believe that a stable, successful and proud Afghanistan is achievable when civil and democratic values as well as the fundamental principles of citizenship rights are internalised and respected.  Afghanistan would be a better place if the formal institutions of power are codified within the frameworks of the Constitution to reflect the nature of Afghanistan's ethnic composition

We, would like to urge the International Community and the Afghan authorities to pay particular attention to the following issues

  • 1) The head of state in co-operation with Taliban elements and active members of the Islamic Movement, who have a significant influence and presence in the government and parliament, are attempting to garner power and privileges as well as draw key political resources to the ruling group and
  • create an exclusionary and totalitarian political unit. This trend has caused a significant sense of resentment and annoyance as well as widespread mistrust in the political system among non-Pashtun groups. The continuation and perpetuation of such a trend in Afghanistan may well lead to irreconcilably deep divisions with unpredictable and uncontrollable dangerous outcomes. The emergence of such a situation would have dramatic adverse effects on any rehabilitation attempts and will undoubtedly take Afghanistan back to the past three decades of ruthless atrocities and catastrophes
  • 2) The London conference must address the government's attempt to make the country home to one specific group and promote the politics of exclusion. It also must adapt a clear vision and strategy to strengthen political legitimacy and make
  • politics in Afghanistan more inclusive.
  • 3) Negotiating with the Taliban appears to occupy the centre stage in the London conference. Transparent and non-transparent attempts are being made to legitimise the Taliban's political existence: to bring them to the negotiation table, return them to the political arena and render them with political power. The signatories to this statement, warn the Afghan state and its international backers, all the architects of such policies and political circles, both inside and outside Afghanistan, against any proposed compromise to bring the Taliban back to power. The proposal of guaranteeing the Taliban a swift return to power would equate to sacrificing the newly-born democracy, providing a breeding ground for totalitarianism, ruling of one segment of society by another, restricting the Afghans' political hopes and optimism, generating ethno-political and ethno-religious conflicts anew, and finally, helping terrorism to prevail again
  • .
  • 4) A referendum must be held in order to legitimise the return and inclusion of the Taliban into power and into the political system. Firstly, the process of negotiation with the Taliban is seen with doubt and frustration. Secondly, the formation of a state through Taliban participation without a referendum would fail to win legitimacy. Thirdly, successful implementation of this project not only fails to bring peace and promote political inclusion, it will also turn Afghanistan into a zone of political chaos, ethno-political and ethno-religious contentions, thus setting the stage for bigger regional and far more dangerous interventions
  • .
  • 5) Any attempts to negotiate with opposition forces require a pragmatic and transparent strategy, a strategy that does not compromise the Afghan constitution, the principals of democratic governance and provisions of human rights such as women's rights. The Taliban's ideology sits in clear contradiction to these values and they have shown in the past that their school of thought is incompatible with pluralism and all progressive democratic values. Bestowing Taliban with unfettered political power and social influence in the absence of a clear mechanism with the potential to define their position within the political system carries with it an inherent risk of making the current situation more complex together with dire implications and consequences.

 

Afghan Intellectuals and Cultural Associations

 

 

لینک

   ضیاء به جاودانگی پیوست   

 

 

 

 

ضیاء به جاودانگی پیوست   

 ای غایب از نظر به خدا میسپارمت

 

 

گویا چنین مقدر بوده است که مرگ  به سراغ این جوان مظلوم مهاجر بیاید و دور از عزیزان نزدیکش مثل پدر و مادر از این دنیای پر رنگ و ریا رخت بربندد.

میدانید چه مینویسم و در باره چه کسی، ایکاش هیچوقت چنین چیزی به وقوع نمی پیوست تا قلمم بهانه برای نوشتن نه داشت.

محمد ضیا صفدری را میگویم، متولد منطقه تمکی، ولسوالی قرباغ، ولایت غزنی که هفته گذشته بسیار مظلومانه در بیمارستان در شهر بیرمنگهام کشور بریتانیا برای همیشه از جمع ما رفت. ضیا دانه سرطان داشت و چند ماه قبل عمل شده بود و حالش رو به بهبودی بود واما بعد از چند ما دوباره حالش بد میشود و به بیمارستان میرود ولی این بار داکتران معالج او امیدی درمان برای او نمیدهد یعنی ریشه غده سرطانی به تمام بدنش سرایت نموده.

به محض شنیدن این خبر ناگوار من و دوستم عصمت اله کریمی در بیمارستان که ضیا بستری بود به عیادتش رفتیم ولی ضیا متوجه حضور ما در کنار بسترش نشد. او حالش بسیار بد بود و زیاد  درد میکشید و مکرر داروی زد درد  میخورد و تا شاید از درد او بکاهد. بعد از چند دقیقه پرستاری که مواظب ضیا بود آمد و سعی کرد او را بیدار کند و جویای حالش شود و از من خواست حرفهایش را برای ضیاء ترجمه کنم.  ولی ضیاء بسختی حرف میگفت. و بعد دوستان دیگر هم به ما ملحق شدند بعد از ساعتی داکتر معالج او آمد و تنها حرفی که ضیاء از دکترش پرسید این بود: آیا حال من خوب خواهد شد؟ ولی داکتر در جوابش گفت ما تلاش میکنیم شما خوب شوید. میدانستم که دکتر امیدواری چندان برای  بهبودی حال او ندارند. این سوال ضیاء برایم دشوار بود  چون جواب امیدوار کننده برایش داده نشد . هرچند ضیا میدانست که مرگ حتمی است ولی از مردن باکی نداشت. به قول دوست دیگری که از زبان ضیاء شنیده بود ایکاش قبل از مرگم برای آخرین بار مادرم را ببینم و دیگر آرزوی ندارم. دراین مدت تلاش بر این بود که قبل از اینکه ضیاء عمرش به پایان برسد نزد پدر و مادرش برگردد، تا برای آخرین بار دیدار و وداع حاصل شود و از آخرین بوسه های پرمهر پدر  مادرش محروم نماند. باکمال تأسف قبل ازینکه زمینه کارهای رفتن وی به وطن فراهم شود ضیا بدرود حیات گفت.

خلاصه، شنبه شب 8/8/2009 غده سرطانی ضیاء را از پای در آورد و ضیاء به آخرین نفس کشیدن های حیات خود پایان داد.

چهارشنبه 12/08/2009 مراسم آخرین وداع با ضیا برگزار شد. ما سعی کردیم که زودتر برسیم تا بقیه عزاداران رسیدند مسجد را با عکسهای ضیا و پل کارتهای تسلیت آراستیم. برنامه قرآن خوانی و فاتحه قبل از نماز ظهر به پایان رسید و بعد از نماز جماعت ظهر و عصر تابوت که ضیاء در آن آرمیده بود در مسجد آورده شد و نماز میت خوانده شد، و سپس مسوولین انتقال جسد تابوت را محکم محکم بستند که گویا ضیاء نتواند از میان آن بیرون بیاید. چه لحظه غمناک بود و باورش بسیار سخت است که ضیاء دیگر بین آن تابوت چوبی خوابیده باشد و همه عزاداران دور تابوت را حلقه زده بودند. جمعیت زیاد بود و مرگ ضیاء بهانه شده بود برای جمع شدن این همه نفر. وقت کم بود موتر در جلو مسجد منتظر انتقال جسد به لندن بود؛ تا از آنجا توسط طیاره به کابل فرستاده شود. سخن کوتاه ضیاء را به داخل موتر منتقل نمودیم و با دیدگان اشکبار او بدرقه نمودیم. موتر حرکت نمود تا جای که چشمان ما توانایی  داشت از پشت موتر خیره شده بودیم تا اینکه موتر حامل ضیاء از دید چشمان ما دور شد. جسد بی روحش به پدر و مادر داغدار ش در غزنی فرستاده شد. روحش شاد و یادش گرامی و مقامش خلد برین باد.

    

لینک

   باز گشت همه بسوی خداست   

باز گشت همه بسوی خداست

دریغا باز این چرخ جفا کار    

جفا های کهن را کرد تکرار   

 

زمانه باز بازی دگر کرد       

دل مجروح ما مجروح تر کرد   

چه میخواهد فلک زین مهره چیدن  

 به خاک افکندن و در خون کشیدن

 

با چه گلوی فریاد زد، با کدام چشمان اشک ریخت،و با کدام قلبی امیدوار بود؟  ما نفرین شد گان اعصاریم. زمین ما را روی نمیدهد و دریا هم نهایت بی رحمی میکند. چگونه این جوانان معصوم و ناکام را در تلاطم خروشان و سهمگین خود ناجوانمردانه بلعیدند؟

اینک، ما در سوگ چهار تن از گلهای جوانی نشسته ایم. که غم و اندوه شان ما را برای همیشه سوگوار و عزادار نمود و با کمال ناباوری، غمگینانه و مظلومانه در آبهای  بی کران اقیانوسی  پرپر شدند.

به آگاهی عموم هموطنان دردمند و با احساس مهاجر رسانیده میشود، که مراسم فاتحه و ختم قرآن که به همین مناسبت برگزار میگردد شرکت نمایید . حضور شما باعث شادی روح این مرحومین  و تسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.

زمان: یکشنبه 5/7/ 2009 از ساعت 10:30 تا 13:30 بعد از ظهر

عزیزانی از دست رفته:  عبدالکریم حسنی، برادر.نعمت اله اکبری، پسر ماما. 

عبدالحمید محمدی،  داماد ماما. قربانعلی، پسر خاله.

 

( از طرف عبداله حسنی )

/ آدرسAddress:    54 Bellot St, Cheetham Hill, Manchester M8 7PG

مسجد امام حسین

شماره های تماس: 07847898755/ 07886790658

لینک

   واکنشها نسبت به تصویب قانون احوال شخصیه شیعیان افغانستان   

تصویب قانون احوال شخصیه شیعیان در افغانستان واکنش های زیادی را از طرف نهادهای حقوق بشر و کشورهای دیگر در پی داشت. بنظر من از همه مهمتر واکنش مردم ما میباشد. مطالب مربوط  به آن را در لینک های که در این وبلاگ درج شده میتوانید مطالعه نمایید.

داکتر واعظی: احوال شخصیه شیعیان، فروع فقهی درکرسی اصول حقوقی

اسد بودا: پیکرِ زن همچون میدان نبرد

داکتر سیما سمر: قانون احوال شخصیه؛ حق مردم، اما در مطابقت با قانون اساسی و ارزش های حقوق بشری

بیانیه علی محقق:  ادامه مطلب...

نگاه علی امیری به این موضوع: ادامه مطلب

عتراض به 'قانون شیعیان افغانستان 

نسیم طوفان: محسنی افتخار می‌فروشد و رسوایی می‌خرد!

محمد حسین فیاض:  زن؛ قربانی سنت‌ها

اسد الله جعفری: قانون احوال شخصیه اهل تشیع افغانستان وغوغاسالاری های جهانی

حاجی کاظم یزدانی: نقد و بررسی قانون احوال شخصیه اهل تشیع درپرتو احکام قرآنی

عزیز روییش: شرمساری سزاوار مردم نیست!

لینک

   تظاهرات لندن   

 

روز یکشنبه 8 فوریه 2009بیش از سیصد نفر از هزاره های مقیم بریتانیا در مقابل سفارت پاکستان در لندن در واکنش به شهادت رسیدن تعدادی از هزاره های کویته پاکستان و بویژه  رهبر حزب هزاره دموکراتیک شهید حسین علی یوسفی  دست به تظاهرات زدند.

 

من و تعدادی زیادی از انجمن جامعه هزاره شهر منچستر بعد از پیمودن بیش از چهار ساعت را با ماشین، جزه نخستین کسان بودیم که در مقابل سفارت پاکستان رسیدیم. و کمکم از دیگر شهرهای انگلیس به جمع ما افزوده شدند.  ولی شرکت مهاجرین مقیم لندن در محل تظاهرات کمرنگ بود و حضور شخصیتهای فکری و فرهنگی مهاجر مقیم پایتخت  بچشم نمیخورد. توقع میرفت که  لندنی ها حداقل زودتر و پررنگتر سهم بگیرند ولی چنین نبود. از برگزار کنند گان  برنامه دلیل شرکت کمرنگ  مهاجران لندن را که جویا شدم،  علتش را بیخبری و بی تفاوتی آنان بر شمردند. چون تظاهرات لندن تقریبا ناگهانی برگزار شد و بسیاری ها آگاهی نداشتند.

 

تظاهرات کنند گان از شهرهای مختلف بریتانیا گردهم آمده بودند و از بی توجهی دولت پاکستان در برابر قتل های زنجیره ای هزاره های مظلوم در کویته انتقاد نمودند و خواهان پیگیری عاملان ترور شهید حسین علی یوسفی و سایر هزاره های شهید شدند. شعار دهندگان با شعار های از قبیل ما عدالت میخواهیم، مرگ بر دشمنان هزاره،  فریاد سر میدادند و این عمل جنایتکارانه دشمنان کور دل را محکوم نمودند. از دولت پاکستان خواستند تا در جلوگیری این کشتار وحشیانه بی درنگ اقدام کند و عاملین این عمل زد بشری را دستگیر و مجازات نمایند. در اخیر چند نفر به شمول آقای مرذوق علی و وکیل افتخار رضا خان در سفارت پاکستان رفتند و شکایت تظاهرات کنندگان را بگوش مقامات رساندند و آنها هم وعده همکاری دادند و قول دادند که با دولت پاکستان در این مورد صحبت خواهند کرد.

 

با در نظر داشت جمعیت چند هزار نفری هزاره های مقیم بریتانیا نزدیک به چهارصد نفر در این تظاهرات شرکت نمودند.

 

اگر هماهنگی قبلی با تشکّل های فرهنگی و اجتماعی مقیم بریتانیا صورت میگرفت تظاهرات لندن میتوانست بمراتب باشکوه تراز این برگزار شود. هماهنگی و ارتباطات انجمن ها و تشکلات میان مهاجرین بسیار مهم و ضروری است. متسفانه عدم ارتباطات باعث شده است که از برگزاری برنامه های بزرگ چون تظاهرات لندن بسیاری ها آگاه نشوند.

 

برگزاری این تظاهرات از سوی انجمن بین المللی هزاره های انگلیس

»HAZARA INTERNATIONAL FORUM OF GREAT BRITAIN«

 

که چهار روز قبل از تظاهرات به همین منظور تاسیس شده است صورت گرفت. امیدوارم این تشکل جدید  بتواند در گسترش ارتباطات با سایر انجمن ها گام های مثبت بر دارد و حلقه وصل باشد میان تمامی هزاره های مهاجر.

بهرحال، با وجود این همه مشکلات و غیبت خیل از مهاجرین تظاهرات لندن نشان روشن از همدلی وهم بستگی هزاره را نسبت به شهادت شهدای هزاره های کویته و ترور اخیر رهبر روشنفکر حزب هزاره دموکراتیک شهید حسینعلی یوسفی با سوگواران این فاجعه دردناک و سایر هزاره های داغدار و دردمند را به نمایش گذاشت.

لینک

   السلام علیک یا اباعبدالله (ع)   

 

بوی محرم که به مشام می‏رسد، عالم رنگی دیگر میگیرد. قلبها تندتر از هر زمان و محزون تر از همیشه می‏تپد و میل به سوگ نشستن مثل خون در رگها می‏دود.
به اطلاع عموم  عاشقان اهلبیت علیهم السلام  رسانیده میشود که برنامه های عزاداری سرور شهیدان  و اهلبیت علیهم السلام  از دوشنبه شب، شب دوم ماه محرم مطابق با 29 دسامبر 2008 تا چهارشنبه شب، شب یازده هم مطابق با 7 ژانویه 2009 از ساعت 6 الی 10 شب  بر گزار خواهد شد.
  *سخنران: حجت الا السلام والمسلمین حاج آقای ملا عباسی
 *عزاداری : توسط مداحان  اهلبیت (ع)
ضمنا  از همه دوستان خواهشمندیم که به احترام شهدای کربلا سر وقت تشریف بیاورند.
عزیزان که میخواهند در برنامه ها سهم بگیرند جهت هماهنگی به شماره ذیل تماس بگیرد:

07816458939/٠٧٨٧٧٢١٢٣٠٩

آدرسAddress/
مسجد جامع المنتظر
102 Sherborne Street, Cheetham Hill, Manchester M8 8ND
 (انجمن هزاره)
لینک

   تجلیل عید قربان، غدیر خم و اولین انتخابات انجمن هزاره در منچستر   

 

عید سعید قربان، عید غدیر خم و ولادت امام هادی (ع) مبارکباد


بیا تا گل بر افشانیم ومی در ساغر اندازیم

فلک را سقف بشکافیم و طرح نو در اندازیم

(حافظ)

 

       برادر و خواهر هموطن!                    

ما هر روز، شاهد افزایش شمار مهاجرین افغانستانی در منچستر هستیم.

نقش  و فواید مثبت انجمن را در عرصه های مختلف، بین مهاجرین و بویژه در پیوند  و رابطۀ اجتماعی خانواده ها هیچ کس انکار نمی ورزد. همانگونه که آگاهی دارید، یکسال پیش انجمن هزاره به همت بلند خدمت گزاران تان و باهمکاری و پشتبانی گرم شما، برای حفظ و زنده نگهداشتن هویت  فرهنگی و ارتباط و مراوده اجتماعی ما، بنیانگزاری و تأسیس گردید. انجمن هزاره در این راستا در حد توان خود، فعالیتهای ناچیزی  هم انجام دادند و این کارهای هرچند اندک آرزو  و اهداف رفیع ما را قناعت نبخشیده و پاسخگوی نیازهای شما نیز نبوده است.

 بی تردید  رسیدن به هدف و پاسخگوی به مشکلات، تنها با همکاری و سهمگیری فعال شما امکان پذیر خواهد بود.

باری اینک بمناسبت فرارسیدن اولین سالگرد تأسیس انجمن هزاره محفل ویژه ی برگزار میگردد که حضور شما در آن، حرکت و تحول بزرگ را برای شما و آینده  فرزندان تان رقم خواهد زد.  لذا همه ما با درک رسالت و مسؤلیت سنگین انسانی واسلامی خود در این محفل باشکوه شرکت نماییم و دیدگاه نظرات و انتقادات سازنده خود را باهمدیگر شریک سازیم و کم و کاستیهای سال گذشته را مورد ارزیابی قرار دهیم! راستی چقدر زیبا و افتخار آفرین است که اولین انتخابات سالیانه انجمن هزاره در آستانه دو عید بزرگ ما، عید سعید قربان و عید غدیر خم  و سالروز ولادت دهمین امام شیعیان حضرت هادی (ع) برگزار میگردد، بیایید این ایام را به فال نیک بگیریم تا شاهد گشایشی در کارهای ما و فعالیتهای روز افزون انجمن باشیم.

شما را چشم در راهیم

 (انجمن هزاره)

***********

شرکت شما در این محفل بسیار مهم و ضروری است. ما منتظر حضور سبز شما هستیم.

برنامه ها

* تلاوت قرآن مجید    * عیدانه    * شعر    * مقاله    * اعلام برندگان مسابقه عید فطر

روی موضوعات ذیل بحث و تبادل نظرمیگردد

*برنامه ریزی عزاء داری  ماه محرم

1- تشریح قانون اساسی

2- برسی فعالیتهای انجمن از زمان تاسیس تا کنون

3- گزارش مالی

4- گزارش اداری

5- پرسش و پاسخ

6- انتخابات:

* شورای اجرایی که شامل بخش های ذیل است

* ریئس

* معاون ریئس

* مسوول مالی

* منشی

انتخاب شورای مشورتی که 5 نفر عضو آن میباشند

توجه!

 از تمام عزیزان که خود و یا هر شخص دیگری را بعنوان کاندید برای هریک از بخش های ذکر شده انتخاب میکند برای هماهنگی بیشتر لطفا به شماره های ذیل تماس بگیرد!

شماره های تماس: 07877212309، 07732707184، 07816458939

زمان: یکشنبه 14 دسامبر  2008شروع برنامه از ساعت 1 تا 4 بعد از ظهر

باصرف شرینی و نوشیدنی گرم و سرد از شرکت کنندگان پذیرایی خواهند شد

Address:   آدرس

Waterloo Centre 389 Waterloo Road, Cheetham Hill, Manchester M8

لینک

   فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"   

اطلاعیه دبیرخانه 

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

 

پوستر ویژه فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه

اطلاعیه دبیرخانه 

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

       تا کنون از نشر فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ" بیش از دو ماه می گذرد که با توجه به اهمیت موضوع، استقبال گسترده شاعران متعهد مقاومت و ضرورت توضیحات بیشتر پیرامون فراخوان، دبیرخانه اهم نکات را در این راستا مشروحاً به اطلاع می رساند:

1-     با توجه به حجم آثار رســــیده از هم اکنون حروفچینی مجموعه شروع شده است و به همین خاطر دبیرخانه یک ماه از مدت ارســــال آثار را کاهـــــش می دهد و آخــــرین مهلت ارسال آثار را 1/10/87 اعلام می نماید.

2-     دبیرخانه صراحتاً اعلام می نماید که مجموعه سوم "تبر و باغ گل سرخ" بانی خاصی ندارد و چاپ مجموعه با هزینه پیش فروش آن تضمین یافته است که تا کنون نیز ادامه دارد. در خصوص پیش فروش مجموعه علاقه مندان تنها با تماس و هماهنگی با شماره تلفن های مندرج در این اطلاعیه می توانند همکاری و مشارکت نمایند. در غیر این صورت دبیرخانه هیچ ضمانت و مسئولیتی به عهده ندارد.

3-     شاعران ارجمندی که افزون بر سروده های خود آثاری از دگر شاعران مقاومت در دست دارند صمیمانه تقاضا می شود که آثار مذکور را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا از چاپ در مجموعه باز نماند. بدیهی است که از این عزیزان در دفتر سوم مفصلاً و شخصاً یادآوری و سپاسگزاری به عمل خواهد آمد و همچنین جهت هماهنگی لازم می توانند با دبیرخانه در تماس شوند.

4-     از هنرمندان متعهد  و توانمند طراح و گرافیست صمیمانه دعوت می شود که آثار خود را برای طرح جلد دفتر سوم "تبر و باغ گل سرخ" به دبیرخانه ارسال نمایند. از میان آثار رسیده بهترین اثر برای طرح جلد گزینش خواهد شد و باقی آثار به صورت آلبوم هنری در بخش ضمائم مجموعه به نشر خواهد رسید.

5-     دبیرخانه خود را مجاز به چاپ سروده های می داند که تا کنون در مجلات، ویژه نامه ها و سایت ها در موضوع فراخوان منتشر شده است .

6-     همه عزیزان از رسیدن آثار به دبیرخانه – ضمن نگهداری یک نسخه در نزد خود- با دریافت ایمیل، مراجعه به وبلاگ اختصاصی فراخوان و یا تماس با دبیرخانه اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت به ارسال مجدد آثار اقدام نمایند.

        در پایان از عموم ارجمندانی که در معرفی شاعران دردمند مقاومت و نشر این اطلاعیه در سایت ها، وبلاگ ها، مطبوعات، مراکز و محافل ادبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور دبیرخانه را یاری رسانند تقدیر و تشکر فراوان به عمل می آید.

                                      دبیرخانه

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

آخرین مهلت ارسال آثار:  1/1۰/1387.     

 تلفن های تماس:    00989354927269    و    00989359775138  

آدرس:  ایران، قم، خیابان امام خمینی(ره)، هشت متری لوله، کوچه 4 ، پلاک 50، 

 کدپستی: 9 الی57888 ـ 37187 

:Website

www.Babamazary.blogfa.com

:  Email 

 babamazary@yahoo.com

 babamazary@gmail.com

لینک